...سند جاماندگی یک سرباز جامانده

سخت است که متاعی به نام جان را به بازار عشق بازی ببری و ...

دلت می شکند...

باران اشک می بارد و فریاد می زنی ، ارزان می دهم...حراج است حراج!

باز هم دلت می شکند...

جا مانده ای برادر...جا مانده ای...باور کن...

/ 4 نظر / 19 بازدید
یار غار

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست ریش بادآن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهانسوزی؛ نه خامی بیغمی ...

پیام (هم رزم)

مبارک باشد ای مرد دلاور ، مردی از خطه راهور . امیدوارم از این کار حد اکثر استفاده را ببری ، تا شاید گوشه ای از مصائب و آلام تو را مرحم باشد . ما نیز به امید شیرینی و شراکت در شادی شما به انتظار خواهیم نشست

سایه

سلام مجتبی جان فدای قلمت که از دل می نویسه داداش منم می نویسم اگه تونستی بیا نظرت را بده راستی من عاشق استاد نظری هستم سایه

آیدا

وای نه شما جانموندی از این حرفا نزن شما نبودی که....[گریه]نه تقدیر و سرنوشت چیزه دیگه ای هست.