...سند جاماندگی یک سرباز جامانده
سخت است که متاعی به نام جان را به بازار عشق بازی ببری و ...
دلت می شکند...باران اشک می بارد و فریاد می زنی ، ارزان می دهم...حراج است حراج!باز هم دلت می شکند...
جا مانده ای برادر...جا مانده ای...باور کن...
٢٩ دی ۱۳٩٠ توسط مجتبی فتوحی | پيام هاي ديگران ()