دلنبشته های دست و ذهن من

شنبه ٢۴ مهر ماه ١٣٨٩

امشب شب خاصی است...هوا خنکای شب های پاییزی را به خود یافته است...و من می روم تا صدای خورشید اقیانوس آرام را بشنوم...
حتی نمی دانم دوستش دارم یا نه...اما میروم...چون می دانم آن که با صدای خوشید اقیانوس آشناست داعی است...و میدانم که صدایی خوش دارد...پس می روم تا به صدایی که نمی دانم چیست و چگونه....ولی زیباست گوش فرا دهم...
گوش فرا دادم و دوستش داشتم...!

اجرایی بسیار شنیدنی بود...گاهی آنقدر مسحورش می شدم که با حرکات ناخود آگاه کوتاه و تکراری سر و دستم به خود می آمدم و تکانی به خود می دادم...ولی آنقدر مسحور کننده اش می دانستم که به خود خجالتی راه ندهم...واقعاً گاهی مسحورش می شدم...جالب است نه؟...

رهبر کنسرت فرهاد هراتی نام داشت...و گاهی هم استاد عماد اجلال رهبری گروه را به عهده می گرفت...سولیست ویالون هم ساحری بود به نام علی جعفری پویان...و سولیست نی هم شهرام رکوعی

القصه اینکه شبی به یاد ماندنی بود...

چیز هایی در خطوط بالا پنهان است...پنهان بودنش را بیشتر می پسندم...

نوشته شده در ٢٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ توسط مجتبی فتوحی نظرات ()

(::::::تقدیم به فرستنده نبشته و یار غارِ غار الرفقا...::::::)

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.


برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی

از جمله دوستان بد و ناپایدار

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.


و چون زندگی بدین گونه است

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.


و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.


همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.


و امیدوام اگر جوان که هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.


امیدوارم سگی را نوازش کنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد

چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.


بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!


و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
 
 
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!

ویکتور هوگو

نوشته شده در ۱۸ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط مجتبی فتوحی نظرات ()

یک شلمچه خسته ام،
چند فکه غرق اندوهم،
اینهمه آوار را ای دهر،
یک سحر،
از شانه ام بردار،
من زپا افتادن گلخانه ها را دیده ام
بال ترکش خورده ی پروانه ها را دیده ام
انفجار لحظه ها ، افتادن آوا ز اوج
بر عصب های رها پیچیدن شلاق موج
در نخاع بادها ترکش فراوان دیده ام
گردش تابوت ها را در خیابان دیده ام
دیده ام بسیار مرگ غنچه های گیج را
از کمر افتادن آلاله افلیج را

به بوستان نهج البلاغه
خوش آمدید رفقای جدید!

نوشته شده در ۱۳ مهر ۱۳۸٩ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط مجتبی فتوحی نظرات ()

بالاخره بعد از جابجایی دانشگاه و کلی وقت تلف شدن برای صدور نامه معرفی به نظام

وظیفه...

دیروز دانشگاه نامه نظام وظیفه م رو صادر و نامم رو به سازمان نظام وظیفه‌ معرفی کرد.

با معین(دوست و رفیق شفیق) رفتیم و دفترچه مربوطه رو گرفتیم و انشاءالله تا آخر هفته

خواهیم فرستاد...انشاءالله

امیدوارم که سرباز بشم تا واقعاً برای مهدی(عج) سر بازی کنم(آقاجان اگه این صفحه رو

دیدین لطفاً برای این خواسته من دعا کنید و گردش چشمی.)

"می دانم/تو یازده ستاره و خورشید و ماه/در خواب دیده ای/حالا باش!/تا خواب یک ستاره دیگر /تعبیر خواب های تو را /روشن کند/ای کاش...!"
(قیصر امین پور)

 

نوشته شده در ٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط مجتبی فتوحی نظرات ()


Design By : Pichak